غنیسازی غذاfood fortificationواژههای مصوب فرهنگستانافزودن مواد مغذی به غذا بهحدیکه از میزان طبیعی آن بیشتر شود
قلیاسازalkaline forming, alkaline-forming food, basic-forming food, alkaline-ashواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مادۀ غذایی که باقیماندۀ قلیایی آن زیاد است و درنتیجه سبب افزایش پ.هاش ادرار میشود
اسیدسازacid forming 1, acid-forming food, acid-ashواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مادۀ غذایی که باقیماندۀ اسیدی آن زیاد است و درنتیجه سبب کاهش پ.هاش ادرار میشود
foodدیکشنری انگلیسی به فارسیغذا، خوراکی، خوراک، طعام، خواربار، خوردنی، اغذیه، توشه، طعمه، خورد، خورش، قوت، اذوقه، خوان