بخام کشیدنلغتنامه دهخدابخام کشیدن . [ ب ِ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) در پوست دباغت ناکرده کشیدن چنانکه نقاره را در پوست گاو کشند. (غیاث اللغات ). و رجوع به خام شود . || گنهکار را در پو
بخام گرفتنلغتنامه دهخدابخام گرفتن . [ ب ِ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) در پوست دباغت ناکرده گرفتن : آنکه از جامه ٔ آزادگیم عریان ساخت یا رب از پوست برآرند و به خامش گیرند.باقر کاشی .