بدیهیاتلغتنامه دهخدابدیهیات . [ ب َ هی یا ] (ع ص ، اِ) ج ِ بدیهیه . (یادداشت مؤلف ). اشیائی که علم آنها موقوف به تفکر نباشد. (آنندراج ). || وقایع غیرمنتظره . (فرهنگ فارسی معین ).
بدیهیاتفرهنگ انتشارات معین(بَ یّ) [ ع . ] (اِ.) جِ بدیهه . 1 - امور بدیهی ، چیزهای کاملاً آشکار و واضح . 2 - وقایع غیرمنتظره .
بدهیاتلغتنامه دهخدابدهیات . [ ب َ دَ هی یا ] (ع اِ) ج ِ بدیهة .اشیائی که علم آنها موقوف بتفکر نباشد چنانکه واحد نصف اثنین است و کل اعظم است از جزء. بدیهیات . (از غیاث اللغات ) (از