لختهflocواژههای مصوب فرهنگستانتودههای کوچکی از ذرات کلوئیدی که از تجمع ذرات ریز معلق پراکندهشده در یک سیال به دست میآید
flocksدیکشنری انگلیسی به فارسیگله، رمه، جمعیت، دسته پرندگان، گروه، گرد امدن، جمع شدن، ازدحام کردن، جمع کردن، بصورت گله ورمه در امدن