54 مدخل
تقسیم شده، شکافتن
مأمور شده، ماموریت دادن، مامور کردن، بماموریت فرستادن
فسیبه
تقسیمات، انشقاق، شکستن هسته اتمی، هیجان، شکافتن
فسیپیدال
فیزیكی، وابسته به شکستن هسته اتم
fission
fissionable