بهستونفرهنگ نامها(تلفظ: behestun) (در اعلام) پسر بزرگ وشمگیرِ زیاری از حُکام طبرستان (357 ـ366 هـ .ق) .
بهستونلغتنامه دهخدابهستون . [ ب ِ هَِ ] (اِخ ) بیستون . (دایرةالمعارف فارسی ) : و اول شب آدینه از دنیا برون شد بظاهر بهستون اندر راه . (مجمل التواریخ ). رجوع به بهستان و بغستان و
بهستونلغتنامه دهخدابهستون . [ ب ِ س ُ ] (اِخ ) پسر بزرگ وشمگیر زیاری مکنی به ابومنصور. در طبرستان بجای پدر نشست ولی جمعی از بزرگان با پسر کوچکتر وشمگیر بنام قابوس بیعت کردند. بهست
کبهستملغتنامه دهخداکبهستم . [ ک َ هََ ت ِ م َ ] (اِ) نام طبقه ٔ چهارم زمین در کتاب بشن پران از کتب هند قدیم . (تحقیق ماللهند ص 113).
کبهستمانلغتنامه دهخداکبهستمان . [ ک َ هََ ت ِ ] (اِ) نام طبقه ٔ چهارم زمین بنا بر تداول عامه در هند قدیم . (از تحقیق ماللهند ص 113).