بهشمیلغتنامه دهخدابهشمی . [ ب ِ ش َ می ی ] (ص نسبی ) منسوب به طایفه ٔبهشمیة. (الانساب سمعانی ). رجوع به ماده ٔ بعد شود.
بهثیلغتنامه دهخدابهثی . [ ب ُ ثی ی ] (ص نسبی ) منسوب به بهثة است که بطنی است از قیس غیلان . (لباب الانساب سمعانی ).
بهشمیةلغتنامه دهخدابهشمیة. [ ب ِ ش َ می ی َ ] (اِخ ) گروهی از فرقه ٔ معتزله و از یاران ابوهاشم جبائی میباشد. ابوهاشم از پدرش بچند جهت کناره جویی کرد و به آن مسائل معتقد بود. (از ک
خانک تفکیک زمینیground resolution cellواژههای مصوب فرهنگستانمکانی بر روی زمین که تحت پوشش میدان دید آنی (instantaneous field of view) آشکارساز قرار دارد