53 مدخل
فیدیا
fidibus
فنجان، گلدسته، زینت بالای سقف
شاخه، فرزندی، درخور فرزند
پیوستگی
فدایی
۱. تابان، روشن ۲. فاخر، شکوهمند
unconscious
coma, insensibility, unconsciousness
تابان؛ درخشان.
(تلفظ: behiye) (عربی) تابان ، روشن ؛ فاخر ، شکوهمند .
finialed
fidawi
filial, lineal, parent
finial