بار بردنلغتنامه دهخدابار بردن . [ ب ُدَ ] (مص مرکب ) حمل بار و نقل کردن آن : حاجی تو نیستی شتر است ازبرای آنک بیچاره خار میخورد و بار می برد. سعدی .برد هر کسی بار درخورد زورگرانست