باییدنلغتنامه دهخداباییدن . [ دَ ] (مص ) بایستن . بایسته و لازم و ضروری بودن . (فرهنگ لغات شاهنامه ص 43).
باییرلغتنامه دهخداباییر. (اِخ ) تیره ای از ایلات کورکور هفت لنگ بختیاری . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 73).
حالت باییcomitative caseواژههای مصوب فرهنگستانحالتی دستوری در بعضی از زبانها که بر مفهوم «همراهی با چیزی» دلالت دارد