باشغردیهلغتنامه دهخداباشغردیه . [ غ ِ دی ْ ی َ ] (اِخ ) مردمی در حلب که موی و چهره ٔ اشقر و مذهب ابوحنیفه داشتند و منسوب به طایفه ٔباشغرد در ماوراء قسطنطنیه بودند، در مملکتی که آنرا
باشقردلغتنامه دهخداباشقرد. [ ق ِ ] (اِخ ) ناحیه ای در دامنه های جبال اورال . در تقسیم بندی ممالک چنگیزاین ناحیه و ناحیه ٔ بلغار سهم جوجی گردید و چون جوجی قبل از فوت پدر مرد این ار
باقردیلغتنامه دهخداباقردی . [ ق ِ دا ] (اِخ ) نام آبادیی در ناحیه ٔ جزیره ٔ ابن عمر در مشرق دجله . بزبان محلی قردی خوانده شود و عامه گویند: «بقردی و بازبدی مصیف و مربع». (از معجم