بلطیلغتنامه دهخدابلطی . [ ب َ ل َ ] (اِخ ) عثمان بن عیسی بلطی نحوی ، از نحویان قرن ششم هجری است و او را تصنیفاتی در علم ادب می باشد. بلطی در صفر سال 599 هَ . ق . در مصر درگذشت .
بلوطیلغتنامه دهخدابلوطی .[ ب َل ْ لو ] (اِخ ) منذربن سعیدبن عبدالرحمان نفزی قرطبی ، مکنی به ابوالحکم . قاضی القضاة اندلس . او خطیب و شاعر بود و نسبت وی به «فحص البلوط» است . بلوط
بلوطیلغتنامه دهخدابلوطی . [ ب َ ] (اِ) نباتی است برگش شبیه به برگ سیر و سیاه لون و بدبو و شاخه های آن مربع و سیاه و پرشاخ و برگش چیزی شبیه به پشم و گلش مدور و زرد و اغبر است . (ا
بلوطیلغتنامه دهخدابلوطی .[ ب َل ْ لو ] (ص نسبی ) منسوب به بلوط، که درختی است . (از اللباب فی تهذیب الانساب ). رجوع به بلوط شود. || منسوب به فحص البلوط، که جایگاهی است نزدیک قرطبه
بلوطیةلغتنامه دهخدابلوطیة. [ ب َل ْ لو طی ی َ ] (ع ص نسبی ، اِ) نوعی از مار است آنجا که بلوط باشد. و از این مار بوی ناخوش آید و هرکه خواهد او را بکشد آن بوی بد درگیرد،و هرکه بگزد