ببرگویش اصفهانی تکیه ای: bebrin طاری: bevun طامه ای: boberin طرقی: bevân کشه ای: bevân نطنزی: beberin
ببرلغتنامه دهخداببر. [ ب َ ] (اِ) درنده ای است قوی هیکل از امثال شیر. (آنندراج ). درنده ای است که دشمن شیر باشد. و نوعی از شیراست که پشم دار باشد. (از غیاث اللغات ). نوعی از دد
ببرلغتنامه دهخداببر. [ ب َ ] (اِ) جبه ٔ جامه ای از پوست ببر که رستم هنگام جنگ پوشیدی و ببر بیان نیز گویند. (از فرهنگ رشیدی ). جامه ای بود از پوست درنده یا اکوان دیو که رستم هنگ
ببروجلغتنامه دهخداببروج . [ ب َ ] (اِ) استرنگ . مردم گیاه . یبروح الصنم . (ناظم الاطباء). مردم گیا. (آنندراج ). و رجوع به یبروح الصنم شود.