زن شهرآشوبfemme fataleواژههای مصوب فرهنگستانزنی معمولاً با جذابیت و زیبایی بسیار با باطنی فتنهگر که سرانجام شخصیت مرد فیلم را به نابودی میکشاند
fermentدیکشنری انگلیسی به فارسیتخمیر، اضطراب، مایه، جوش، ماده تخمیر، ترش شدن، مخمرشدن، ور امدن، برانگیزاندن، تهییج کردن
شهرآشوبدیکشنری فارسی به انگلیسیfemme fatale, devilish, mischief, mischief-maker, mischievous, shrewish