feederدیکشنری انگلیسی به فارسیتغذیه کننده، چرنده، خوراک دهنده، خورنده، رود فرعی، چارپایان پرواری، بطری پستانک دار، ناودان
feedersدیکشنری انگلیسی به فارسیفیدرها، چرنده، خوراک دهنده، خورنده، رود فرعی، چارپایان پرواری، بطری پستانک دار، ناودان
بافة تغذیهکنندهfeeder cable, feederواژههای مصوب فرهنگستانبافه/کابلی که خط برقدار را به یک پست برق یا یک پست کلیدزنی متصل میکند متـ . کابل تغذیهکننده