تاردستهfasciculus, fascicleواژههای مصوب فرهنگستان1. دستۀ کوچکی از تارهای عصبی یا ماهیچهای 2. دستهای از تارهای ماهیچه که عملکرد کمابیش یکسان دارند
پیوندینۀ تاربافهایfascicular graftواژههای مصوب فرهنگستانپیوندینۀ عصبی که در آن رشتهعصبهای دستهشده نزدیک به یکدیگر قرار داده میشوند و سپس جداگانه به هم بخیه میشوند
مسواکیانSalvadoraceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از کلمسانان درختی یا درختچهای با سه سرده و حدود دوازده گونه که در مناطق گرم و خشک میرویند و گلهای منظم و کوچک و معمولاً چهارپر دارند که در گلآذینه