رژیم باب روزfad dietواژههای مصوب فرهنگستانرژیمی که براساس تصورات عامیانه و غلوآمیز برای مدتی رایج میشود
کبشیلغتنامه دهخداکبشی . [ ک َ ] (ص نسبی ) منسوب است به کبش که جایی است در بغداد. (انساب سمعانی ). رجوع به کبش و اسد شود.
بشیجلغتنامه دهخدابشیج . [ ب َ ] (ص ) مساوی و برابر و یکسان . || (اِ) مرگ وموت . || انهدام و تباهی . (ناظم الاطباء).
بشیکلغتنامه دهخدابشیک . [ ب َ ] (ص ) مخصوص و خاص . (ناظم الاطباء). ترجمه ٔ خاصه است . (شعوری ج 1 ورق 216).
بشیک تپهلغتنامه دهخدابشیک تپه . [ ب ِ ت َ پ َ / پ ِ ] (اِخ ) دهی ازدهستان مهبان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان . سکنه آن 509 تن . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات دیم ، لبنیات ، صیفی .
ویردیکشنری فارسی به انگلیسیfad, fancy, fit, humor, impulse, impulsion, memory, mood, remembrance, senses, understanding, whim, whimsicality, yen