468 مدخل
خارجی، کمک پزشک روزانه، بیرونی، ظاهری، واقع در خارج
بیرون
ژله خارجی
عضله مچ دست خارجی
ورید خارجی بینی
خارج شدن
external
externally
external, extraterritorial, foreign, overseas, strange, offshore