ایستگاه نوردهیexposure station, air station, camera stationواژههای مصوب فرهنگستاننقطهای در فضا که عدسی دوربین در لحظة نوردهی در آن قرار میگیرد
آزمونهای درمعرضexposure testsواژههای مصوب فرهنگستانآزمونهایی برای ارزیابی مقاومت و ماندگاری یک پوشش یا یک پوسه (film) با قرار دادن آن درمعرض نور خورشید یا نور فرابنفش یا رطوبت یا سرما یا گرما یا آبنمک یا جز آن
جدول نوردهیexposure tableواژههای مصوب فرهنگستانجدول یا مجموعهای از جدولها برای تعیین نوردهی صحیح در عکسبرداری
رُخنمونexposure 1واژههای مصوب فرهنگستانبخشی از یک سازند یا ساختار زمینشناختی که بعد از بیرون زدن در معرض دید قرار میگیرد