8 مدخل
دفع شده، دفع کردن، بیرون انداختن، پس دادن
دفع می کند، دفع کردن، بیرون انداختن، پس دادن
دفع کننده
عمل خروج مواد زائد دگرگشتی از یاخته یا موجودات زنده
excrete