ثطلغتنامه دهخداثط. [ ث َطط ] (ع ص ، اِ) مرد کوسه یا کسی که مو در ریش و ابروی او کم باشد: رجل ثطّ الحاجبین . || مرد گران شکم که راه رفتن نتواند. ج ، اثطاط، ثُطّ، ثطان ، ثطاط، ث
جثطلغتنامه دهخداجثط. [ ج َ ] (ع مص ) آبکی ریدن چندانکه بر زمین منبسط گردد. (آنندراج ): جثط بغایته ؛ آبکی رید چندان که بر زمین منبسط گردید. (منتهی الارب ).
ثطةلغتنامه دهخداثطة. [ ث َطْ طَ ] (ع ص ) مؤنث ثط: اِمراءة ثطّة الحاجبین ؛ زن که مو در ابروی او کم باشد.
ثطاءلغتنامه دهخداثطاء. [ ث َطْ طا] (ع اِ) زن پَست سرین . || عنکبوت . تننده .کارتنک . || جانوری است کوچک سخت گزنده .