evidenceدیکشنری انگلیسی به فارسیشواهد و مدارک، مدرک، گواه، گواهی، سند، شهادت، سراغ، شهادت دادن، ثابت کردن
اقدامات پلیسی مستندevidence-based policing, EBPواژههای مصوب فرهنگستانسیاستگذاری و تصمیمگیری راهکنشی در ادارات و واحدهای پلیس بهمنظور ارتقای سطح آگاهی و افزایش کاربرد آزمایش و هدفگذاری و ردیابی علمی در نیروهای پلیس
پزشکی شواهدبنیادevidence-based medicine, EBMواژههای مصوب فرهنگستانپزشکی مبتنی بر شناسایی و ارزیابی و بهکارگیری روشهای تشخیصی و درمانی براساس بهترین شیوههای موجود و دستاوردهای تحقیقاتی و تجارب بالینی با توجه به نیاز و ترجیح
پیشگیری شواهدمحورevidence-based preventionواژههای مصوب فرهنگستاننوعی روش پیشگیری از اعتیاد مبتنی بر گردآوری اطلاعات روانشناختی و جمعیتشناختی متـ . پیشگیری تجربهمحور empirically based prevention
شناسة مدارک جرمevidence identifier(s)واژههای مصوب فرهنگستاننوعی شمارة بازیابی که بر روی برگهای درج شده است و بر روی جعبه یا ظرفی که هریک از مدارک و شواهد در آن نگهداری میشود، الصاق میشود و در ذیل آن اطلاعاتی مشتمل بر