دستگاه ارزیابیevaluator equipmentواژههای مصوب فرهنگستانتجهیزات رایانهای برای مقایسۀ خروجی حسگر واقع در دو سر محورشمار
evaluatesدیکشنری انگلیسی به فارسیارزیابی می شود، ارزیابی کردن، سنجیدن، چیزی را معین کردن، تقویم کردن، قیمت کردن