ثمراتلغتنامه دهخداثمرات . [ ث َ م َ ] (ع اِ) ج ِ ثمرة. درختها. ثمره ها. میوه ها. بارها : کشتی حسنات وثمراتش بدرودی . منوچهری .چون نقاب خاک از چهره بگشاد [ دانه ] ...لاشک آنرا بپر
کثراتلغتنامه دهخداکثرات . [ ک َ ث َ ] (ع اِ) ج ِ کثرة. (آنندراج ). و کثرت . (غیاث اللغات ). بسیاریها. افزونیها. (ناظم الاطباء). رجوع به کثرت شود.
ثمراءلغتنامه دهخداثمراء. [ ث َ ] (اِخ ) نام پشته ای است کناره ٔ طائف متصل سراة. (منتهی الارب ). با باء نیز روایت شده است . (ثبراء). (مراصد الاطلاع ).