ثارلغتنامه دهخداثار. (ع مص ، اِ) کینه . || کینه کشیدن . || انتقام . خونخواهی . طلب کردن خون : جز انتصار و طلب ثار روی ندید و جز حرکةالمذبوح چاره ندانست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی 2
کثارلغتنامه دهخداکثار. [ ک ُ / ک َ ] (ع ص ، اِ) بسیار. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). || گروه بسیار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). جماعات . (از اقرب ا
کثارلغتنامه دهخداکثار. [ ] (اِ) به لغت بربری جوز ارقم است . (فهرست مخزن الادویة) (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).
وثارلغتنامه دهخداوثار. [ وَ ] (ع اِمص ) پاسپردگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِ) هر چیز نرم . || بستر نرم . (ناظم الاطباء).
وثارلغتنامه دهخداوثار. [ وِ / وَ ] (ع اِ) ج ِ وثر. رجوع به وثر شود. || ج ِ وثیر. (ناظم الاطباء). رجوع به وثیر شود. || ج ِ وثیره . رجوع به وثیره شود. || (اِمص ) پاسپردگی . || (اِ
وثارةلغتنامه دهخداوثارة. [ وَ رَ ] (ع اِمص ) بسیاری گوشت . (منتهی الارب ). بسیاری گوشت یا بسیاری پیه . (ناظم الاطباء). ابوزیدگوید وثاره کثرت شحم است و وثاجه کثرت لحم است . || (مص