یرانلغتنامه دهخدایران . [ ی َرْ را ] (ع ص ، از اتباع ) از اتباع حران است .(ناظم الاطباء). حران به معنی تشنه از حر و نیز به معنی سخت حرون و سرکش است : «حرن الفرس » و حران و یران
جیرانلغتنامه دهخداجیران . (ع اِ) ج ِ جار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جار شود: فضله ٔ مکارم ایشان به ارامل و پیران و اقارب و جیران برسد. (گلستان ).
جیرانلغتنامه دهخداجیران . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه . کوهستانی ، معتدل سالم . سکنه ٔ آن 654 تن . آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات ، زردآلو و ش