پوشان 1dressing 1واژههای مصوب فرهنگستانمحلول یا مایعی که بر روی قالب یا ماهیچه (core) میمالند تا هم از آنها در برابر فلز مذاب محافظت کند و هم قطعۀ ریختگی با پوستهای صاف و تمیز از کار بیرون آید
بازخواستدیکشنری فارسی به انگلیسیadmonition, castigation, dressing-down, interpellation, lashing, protest, remonstrance, reprimand