70 مدخل
قرعه کشی نزدیک
عمل به عقب کشیدن زه که به ذخیره شدن انرژی در کمان منجر میشود
عقب کشیدن، پس زدن
قرعه کشی کنید، کارها را تنظیم کردن، مرتب کردن
بازی کردن
قرعه کشی کردن، دیگران را پست سرگذاشتن، جلوتر از دیگران حرکت کردن
draw