drainدیکشنری انگلیسی به فارسیزه کشی، ناو، زهکش فاضل آب، اب گذر، کشیدن، اب کشیدن از، زیر اب زدن، زه کشی کردن، زیر اب
draconianدیکشنری انگلیسی به فارسیسخت گیرانه، اژدهایی، قوانین حقوقی سخت و بی رحمانه، مربوط به دراکو مقنن سختگیر اتن