میانای مغزـ رایانهbrain-computer interface, mind-machine interface, MMI, direct neural interface, DNI, synthetic telepathy interface, STI, brain-machine interface, BMI 1واژههای مصوب فرهنگستانمیانای پیشرفتهای که نشانکهای فعالیت مغز را به فرمانهای قابل استفاده تبدیل میکنند متـ . میارام BCI
یدهلغتنامه دهخدایده . [ ی َ دَ / دِ ] (اِ) سنگی که برف و باران به طریق افسونگری بر وی نمودار شده . (ناظم الاطباء). || برف و باران آوردن را گویند به طریق عمل سحر و ساحری و این ع
یدهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی سِحر که در آن با استفاده از سنگهای مخصوصی برف و سرمای شدید ایجاد میکردند و بیشتر توسط مغولان انجام میشد؛ جدامیشی: ◻︎ اشک را مویکشان بر سر مژگان آورد /
چکیدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جوهره، خلاصه، عصاره، لب، ملخص ۲. افشره، عصاره ۳. ماستآبرفته، آبرفته ۴. عمود، گرز
چکیدهدیکشنری فارسی به انگلیسیabstract, capsule, conspectus, distillate, extract, gist, résumé, summary, synopsis
جویدهلغتنامه دهخداجویده .[ ج َ دَ / دِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از جویدن . جاویده .آنچه زیر دندان نرم و خرد شده باشد. (فرهنگ فارسی معین ). || جویده جویده گفتن ؛ ناواضح گفتن .
چکیدهلغتنامه دهخداچکیده . [ چ َ / چ ِ دَ ] (ن مف )هر نوع مایع به قطرات فروریخته شده . آب یا خون یا هرمایع دیگر که قطره قطره از جایی یا برجایی ریخته و افتاده باشد. رجوع به چکیدن ش
چکیدهلغتنامه دهخداچکیده . [ چ َ دَ / دِ ] (اِ) گرز را نیز گویند که به عربی عمود خوانند. (برهان ). گرز را نیز گویند و آن را به تازی عمود خوانند. (جهانگیری ) (رشیدی ). گرز را نیز گ