157 مدخل
دفع کننده ها
در اختیار دارد، مرتب کردن، مستعد کردن، ترتیب کارها را معین کردن
پراکنده
انتقال، مرتب کردن، مستعد کردن، ترتیب کارها را معین کردن
پراکندگی، انتشار، تفرق، اوارگی، تجریهنور
بی فایده است
dispersoidology
dispose
dispose, exercise, freedom
disperse
disperse, spread, strew