سامانۀ پاشش مستقیمdirect injection system, direct injection, DI 2واژههای مصوب فرهنگستانسامانهای برای مخلوط کردن سوخت و هوا که سوخت را مستقیماً به داخل محفظۀ احتراق میپاشد
گیرانش مستقیمdirect ignition, DI 3واژههای مصوب فرهنگستاندر موتورهای دیزلی، گیرانش با پاشش مستقیم سوخت به درون محفظۀ احتراق
مسیربان داروdiversion investigator, DI 4واژههای مصوب فرهنگستانمأمور رسیدگی به مسائل مسیرگردانی داروهای تحت نظارت
ورودی شنیداری مستقیمdirect audio input, DAI, DI unitواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ورودی در برخی از سمعکها که سمعک را به کمکافزارهای شنوایی دیگر یا سایر منابع صوتی وصل میکند
وجیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. جمیل، خوشگل، زیبارو، زیبا، صبیح، قشنگ ۲. رئیس، سرکرده، مهتر ۳. معتبر، مقبول، موردتوجه، وجیهالمله، ≠ زشت