یانلغتنامه دهخدایان . (اِ) به معنی هذیان باشد و آن سخنان نامربوطی است که بیماران خراب گویند.(برهان ). در فرهنگ به معنی هذیان نوشته ، از این قرارلفظ هذیان را که عربی است پارسیان
یانلغتنامه دهخدایان .(پسوند) (مرکب از «ی » وصل + «َان » جمع) چون کلمه ٔ مفردی به «آ» ختم شود مثل دانا و شما، غالباً در جمع «یان » علامت جمع است : دانایان ، شمایان ، توانایان .
یانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسخن بیمعنی؛ هذیان: ◻︎ با سخن تو همه سخنها یان است / با هنر تو همه هنرها بیکار (فرخی: لغتنامه: یان).
جویانلغتنامه دهخداجویان . (نف ، ق ) جوینده . (آنندراج ) : باز یارب چونم از هجران دوست باز چون گم گشته ام جویان دوست . فرخی .فانی اشد شوقاً الیک ، بهشت ما ترا جویانست . (قصص الانب
جیانلغتنامه دهخداجیان . [ ج َی ْ یا ] (اِخ ) شهری است به اندلس . از آن شهراست ابن مالک و ابوحیان اندلسی که از ائمه ٔ عربیت اند. (منتهی الارب ). میان آن و قرطبه پنجاه میل است . ر