یابشلغتنامه دهخدایابش . [ ب ِ ] (اِمص ) یابیدن . (ناظم الاطباء). یافتن . || دریافت و ادراک و هوش و فراست و دانش . (ناظم الاطباء) : چونکه گوهر نیست تابش چون بودچونکه نبود ذکر یاب
یابشacquisition 3واژههای مصوب فرهنگستانمرحلهای در چرخة فراوری (behavioral processes) که مقدم بر ساخت و کاربرد و وانهش (deposition) است و در طی آن موادِ خام معدنی فراهم میآید