یایلغتنامه دهخدایای . (اِ) دانش یای یا علم یای ، دانش به کار بردن حجرالمطر است برای آوردن باران و برف که مغلان دانستندی . قام . (یادداشت مؤلف ) : قنقلی درمیان ایشان بود که علم
یایلغتنامه دهخدایای . (اِ) نام حرف آخر الفبا: «ی » است . یاء. رجوع به «ی » شود.- یای معکوس ؛ یای کلان که طویل باشد به جانب دست راست کاتب . (غیاث اللغات ).
یایلغتنامه دهخدایای . (ترکی ، اِ) کمان تیراندازی . (غیاث اللغات ). || موسم تابستانی . (غیاث اللغات ). تابستان . فصل دوم از فصول سال پس از بهار و پیش از پائیز.
جویایلغتنامه دهخداجویای . (نف ) جوینده . (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ). جویان . جویا. رجوع به جویا شود.
گیایلغتنامه دهخداگیای . (اِ) به معنی گیاه و گیا : گیایش همه بود تریاک زهربه که سنگش از کهربا داشت بهر. اسدی .رجوع به گیا و گیاه شود.
گویای اصفهانیلغتنامه دهخداگویای اصفهانی . [ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) میرزا صادق . برادرزاده و داماد میرابوالمعالی و از گویندگان فارسی زبان بوده است . بعد از مهاجرت به کاشان در همان جا فوت کرد