یالغتنامه دهخدایا. (اِ) به معنی یاد آوردن بود. (اوبهی ). در برخی مآخذ «یا» را مخفف «یاد» آورده اند و ظاهراً نظر به فرهنگ اسدی و شاهد آن از رودکی داشته اند که گفته است :یا، یاد
گیالغتنامه دهخداگیا. [ گ َ ] (اِخ ) شهری است در هند که در ناحیه ٔ بهار و اوریسا در کنار رود فالگور یکی از شعب گنگ قرار دارد و سکنه ٔ آن 88000 تن است . صنایع ابریشم بافی آن معرو
یأجوجلغتنامه دهخدایأجوج . [ ی َءْ ] (اِخ ) یأجوج یا گگ به عقیده ٔ برخی از مورخان ارمنی سرزمینی در ارمنستان بوده است : ارکش اول (پادشاه ارمنستان ) از پدرش پیروی کرد و با اهالی پ
یأجوجلغتنامه دهخدایأجوج . [ ی َءْ ] (ع ص ) کسی که آتش برافروزد. (آنندراج ). و رجوع به یأجوج و مأجوج شود.