افزارهdeviceواژههای مصوب فرهنگستان[رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] هر دستگاه یا جزء دیگری که به رایانه متصل شود [علوم مهندسی] وسیلهای که برای انجام عملی خاص طراحی و ساخته شده باشد متـ
افزارهآگاهdevice-awareواژههای مصوب فرهنگستانویژگی نرمافزاری که از اطلاعات موجود در درخواستهای اینترنتی برای شناسایی مرورگر یا افزارة همراه و تعیین قابلیتهای آن بهرهگیری میکند
افزارهآگاهیdevice awarenessواژههای مصوب فرهنگستانتوانایی نرمافزار در بهرهگیری از اطلاعات موجود در درخواستهای اینترنتی برای شناسایی مرورگر یا افزارة همراه و تعیین قابلیتهای آن
افزارهرانdevice driverواژههای مصوب فرهنگستانجزئی نرمافزاری که دادهرسانی را در افزارۀ جانبی یا ارتباطی واپایش میکند
افزارهگردانdevice managerواژههای مصوب فرهنگستاننرمافزاری که امکان واپایش افزارهها و افزارهرانها را در سامانۀ عامل فراهم میسازد
شگرددیکشنری فارسی به انگلیسیdevice, gamesmanship, maneuver, manoeuvre, method, science, technique, technology, way
افزارۀ ارتباطات میداننزدیکnear field communication deviceواژههای مصوب فرهنگستاناجزای فعال در ارتباطات میداننزدیک که سه نوع هستند: تلفن همراه اَرمیکی؛ خوانشگر اَرمیکی؛ برچسب اَرمیکی اختـ . افزارۀ اَرمیکی NFC device