اطلاعات مقصدdestination informationواژههای مصوب فرهنگستاناطلاعات عمومی و کاربردی دربارۀ مقصد که پاسخگوی نیاز مسافران است
جانشین مقصدdestination alternateواژههای مصوب فرهنگستانفرودگاه جانشین نشست در طرح پرواز که قبل از برخاستن هواپیما مشخص میشود
خدمات مقصدمعینdesignated destination code allowedواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که تماسهای خروجی را به شمارههای مشخصی محدود میکند، اما برای تماسهای ورودی محدودیتی ایجاد نمیکند
سرنوشتدیکشنری فارسی به انگلیسیchance, destination, destiny, doom, fate, fortune, hap, lot, luck, necessity, portion, predestination, star