deriveدیکشنری انگلیسی به فارسیاستخراج، نتیجه گرفتن، مشتق کردن، مشتق شدن، منتج کردن، استنتاج کردن، ناشی شدن از
تقاضای مشتقderived demandواژههای مصوب فرهنگستانتقاضا برای عوامل تولید، اعم از کالا یا خدمات، در نتیجۀ تقاضا برای محصول نهایی مشتق از آن
زیرگروه مشتقderived subgroupواژههای مصوب فرهنگستانزیرگروه تولیدشده با مجموعۀ همۀ جابهجاگرهای یک گروه مفروض