ارتفاع تصمیمdecision heightواژههای مصوب فرهنگستانارتفاعی مشخص از سطح زمین که خلبان با رسیدن به آن، براساس شرایط، تصمیم به ادامۀ تقرب و نشست یا انصراف از تقرب میگیرد
تصمیمگیریdecision makingواژههای مصوب فرهنگستانفرایند شناختی انتخاب یک موضوع یا مورد از میان چند گزینه
تصمیمدیکشنری فارسی به انگلیسیdecision, determination, intent, purpose, resolution, volition, will, willpower
عزم راسخدیکشنری فارسی به انگلیسیdecision, determination, grittiness, perseverance, resolve, single-mindedness, steadfastness, vow, willpower