استاندارد رسمیde jure standardواژههای مصوب فرهنگستاناستانداردی حاصل از رقابت میان استانداردهای فنّاوری که نهادی قانونی آن را انتخاب میکند
دولت قانونیde jure government, government de jureواژههای مصوب فرهنگستاندولتی که براساس ضوابط قانونی شکل گرفته و جامعۀ جهانی آن را به رسمیت شناخته است
شناسایی قانونیde jure recognitionواژههای مصوب فرهنگستاناقدامی که ازطریق آن یک یا چند دولت موجودیت یک دولت را براساس اعلام قانونی به رسمیت میشناسند متـ . به رسمیت شناختن قانونی
کیثوفیلالغتنامه دهخداکیثوفیلا.[ ث ُ ] (معرب ، اِ) لغتی است یونانی و معنی آن به فارسی ازسنگ ساخته باشد، و آن صمغی است به غایت صلب و از درخت نوعی بلوط به هم می رسد، و به عربی صمغالبلو
لویثةلغتنامه دهخدالویثة. [ ل َ ث َ ] (ع اِ) گروه . || گروه مردم از قبائل پراکنده و از هر جنس . (منتهی الارب ).
غویثلغتنامه دهخداغویث . [ غ َ ] (ع اِ) شدت عَدْو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). سخت دویدن . (از شرح قاموس ترکی ). تیزروی و شدت دو. (ناظم الاطباء). || آنچه بدان به فر