زرارلغتنامه دهخدازرار. [ ] (اِخ ) به روایت طبری ، او پدر بابک و بابک پدر اردشیر بابکان بود. رجوع به سبک شناسی بهار شود.
زرارلغتنامه دهخدازرار. [ زُ ] (ع ص ) تیزفهم . سبکروح . (ناظم الاطباء): زُرّار؛ الذکی الخفیف . (اقرب الموارد). رجوع به زرازر شود.
زرارفرهنگ نامها(تلفظ: zo(a)rār) تیزفهم ، سبک روح ؛ (در اعلام) (زَرار) پدر بابک و نیای اردشیر بابکان است .
زرارةلغتنامه دهخدازرارة. [ زَ رَ ] (اِخ ) ابن اوفی الحرشی . از بنی حریش بن کعب ، مکنی به ابی حاجب . وی در دوران خلافت ولیدبن عبدالملک بسال 93 هَ . ق . بمرگ ناگهانی درگذشت . (ازصف
زرارةلغتنامه دهخدازرارة. [ زُ رَ ] (اِخ ) ابن اعین . رجوع به ابوعلی در همین لغت نامه ، خاندان نوبختی اقبال ص 253، نامه ٔ دانشوران ج 6 ص 77، ضحی الاسلام ج ث ص 265، 266، ارشاد ص 14
زرارةلغتنامه دهخدازرارة. [ زُ رَ ] (اِخ ) ابن ربیعة الاذی ، مکنی به ابی الحلال العتکی . وی در 120سالگی درگذشت و از عثمان بن عفان حدیث شنیده . (از صفة الصفوه ج 3 ص 151).
زرارةلغتنامه دهخدازرارة. [ زُ رَ ] (اِخ ) ابن قیس بن حارث صحابی است . (منتهی الارب ). رجوع به عقدالفرید ج 7 ص 151 شود.
زرارةلغتنامه دهخدازرارة. [ زُ رَ ] (اِخ ) ابن عمرو. صحابی است . (منتهی الارب ). وی در 15 محرم 11 هَ . ق . با عده ای اسلام آورد. رجوع به امتاع الاسماع شود.