زعیملغتنامه دهخدازعیم . [ زَ ] (ع ص ) ضامن و پذرفتار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). کفیل . ضامن و بمعنی وکیل . (غیاث اللغات ). ضامن . کفیل . پذیرفتار. (ناظم الاطباء). ضامن . (کشاف
زعیم الرؤسالغتنامه دهخدازعیم الرؤسا. [ زَ مُرْ رُ ءَ ] (اِخ ) ابوالقاسم بن علی بن جهیر وزیر مستظهر خلیفه ٔ عباسی .رجوع به ابوالقاسم و ابن جهیر و تجارب السلف شود.
زعیم الحجابلغتنامه دهخدازعیم الحجاب . [ زَ مُل ْ ح ُج ْ جا ] (اِخ ) لقب ایل ارسلان که از طرفداران مسعود غزنوی بود و هنگام رسیدن مسعود به نیشابور بندگی وی راپذیرفت . رجوع به تاریخ بیهقی
زعیم الدولهلغتنامه دهخدازعیم الدوله . [ زَ مُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) برکة ابن حسام الدولة مقلد کنیه ٔ او ابوکامل ... از سلاطین بنی عقیل بموصل سنه ٔ 442. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).رجوع به اع
زعیم الدولهلغتنامه دهخدازعیم الدوله . [ زَ مُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) میرزا محمد مهدی خان بن محمدجعفر تبریزی مقیم قاهره و صاحب مجله ٔ فارسی «حکمت » در همان شهر و مؤلف تاریخ «مفتاح باب الابو
زعیم الدینلغتنامه دهخدازعیم الدین . [ زَ مُدْ دی ] (اِخ ) یحیی بن عبداﷲبن محمدبن العمر، ابوالفضل زعیم الدین . فاضل و از وجوه اعیان دولت عباسیان بود. وی به سال 570 هَ . ق . در بغداد در