زفراتلغتنامه دهخدازفرات . [ زَ ف َ / زَ ] (ع اِ) ج ِ زفرة. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به زفرة شود.
جزراتلغتنامه دهخداجزرات . [ ج ُ زُ ] (ع اِ) ج ِ جُزُر و این کلمه ج ِ جَزور بمعنی شتر یا خاص شتر کشتنی است . (از تاج العروس ). و رجوع به جُزُر شود.
جزیراتلغتنامه دهخداجزیرات . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان موسیان از شهرستان دشت میشان . محلی است دشت و گرمسیر و پانصد تن سکنه دارد. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات
زاراتلغتنامه دهخدازارات . (اِخ ) (قصور الَ ...) سه قصر است که در افریقیه بوده است . ادریسی آرد: از جزیره ٔ جربة تا رأس الاودیة 24 میل و از آنجاتا قصورالزارات 20 میل و آن سه قصر
زراتلغتنامه دهخدازرات . [ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان فرمشکان است که در بخش سروستان شهرستان شیراز واقع است و 230 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).