زقنلغتنامه دهخدازقن . [ زَ ] (ع مص ) برداشتن بار را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
زقنبودلغتنامه دهخدازقنبود. [ زَ ن َ ] (اِ) نفرین گونه ای است چون قزل قورت و زهرمار و مانند آن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).