زقاللغتنامه دهخدازقال . [ زَ ] (اِ) زغال اخته . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). این درختچه در جنگلهای ارسباران بحال وحشی موجود است . آن را در ارسباران زقال و در تهران زقال اخته می
زقال خَف کُنگویش بختیاریزغال خفهکن [قوطى استوانهاىدستهدارى که زغالهاى گداخته اضافى رادر آن مىریزند تا بر اثر نرسیدن اکسیژنخاموش شود] .