122 مدخل
همگرا می شود، همگرا بودن، همگراشدن
همگرایی، تقارب، تقارب خطوط، توجه بیک نقطه یا یک مقصد مشترک
همگرا
متفکر همگرا
converge
convergence
converge, cross, interfere, meet
convergent