آتش پایدارcontinuous fireواژههای مصوب فرهنگستانآتشی که با آهنگ یکنواخت و بدون هیچ توقفی برای تنظیم یا تصحیح آتش اجرا میشود
آماربرداری مستمر جنگلcontinuous forest inventoryواژههای مصوب فرهنگستاننظامی برای آماربرداری که در آن قطعهنمونههای دائمی در سرتاسر واحد مدیریت جنگل پراکندهاند و در بازههای زمانی منظمی مکرراً اندازهگیری میشوند تا حجم کل و رشد
کشت پیوستهcontinuous cultureواژههای مصوب فرهنگستانکشتی که در آن محیط مایع بهطور پیوسته تجدید میشود متـ . کشت جاری continuous-flow culture