تراکم 3consolidationواژههای مصوب فرهنگستاندر بیماریهای ریوی، حالتی که در آن حبابچههای ریه با مایع ناشی از آماس بافت پُر میشود
عملیات روانی تحکیمیconsolidation psychological operationsواژههای مصوب فرهنگستانعملیات روانی با هدف تأثیرگذاری بر جمعیت خودی ساکن در منطقۀ عملیاتی یا در منطقۀ تحت نظارت دشمن، برای تسهیل عملیات و جلب حداکثر همکاری مردمی
فعالیتهای روانی تحکیمیconsolidation psychological activitiesواژههای مصوب فرهنگستانفعالیتهای روانی برنامهریزیشده در منطقۀ عملیات نظامی بهمنظور تأثیرگذاری بر افراد غیرنظامی در مناطق زیر نظر نیروهای خودی برای ایجاد بستر روانی مناسب در جهت دس
بتن خودمتراکمself-consolidation concrete, self-compacting concreteواژههای مصوب فرهنگستانبتن تازهای که در داخل قالب، براثر نیروی گرانی و بدون اعمال لرزش، دور میلگردها جریان مییابد و متراکم میشود
یکپارچگیدیکشنری فارسی به انگلیسیcoalition, consolidation, entirety, integrity, solidarity, solidness, unification, unity, wholeness
ادغامدیکشنری فارسی به انگلیسیamalgamation, coalescence, coalition, consolidation, integration, marriage, merger