پیوستارپژوهیconjoining studies, conjoiningواژههای مصوب فرهنگستانبازچینش اجزای دستساختهها و بومساختهها درکنار هم برای ارزیابی یکپارچگی نهشتههای باستانشناختی
به هم وصل کردندیکشنری فارسی به انگلیسیconjoin, couple, interconnect, interlock, ligature, link, piece